معنای disguise و مترادفهای آن
معنای disguise و مترادفهای آن

معنای disguise و مترادفهای آن

معنای disguise و مترادفهای آن

در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی می خواهیم معنای  disguise را بصورت یک ضرب المثل بیان کنیم. ابتدا ضرب المثل را ببینید:

The devil doesn’t come to you with a red face and horns, he comes to you disguised as everything you’ve ever wanted.

شیطان با چهره سرخ و شاخ دار به سوی شما نمی آید، بلکه او در لباس مبدل هر چیز مورد علاقه تان به سوی شما می آید.

 

در جمله بالا horn یعنی شاخ و معنای disguise یعنی مبدل شدن، تغییر چهره دادن، پنهان شدن، استتار کردن و غیره می باشد. این لغت در مواردی به معنای پنهان کردن ایده یا اندیشه نیز به کار می رود. دقت داشته باشید که کلمه disguise از ریشه guise به معنای نمای بیرونی، چهره ظاهری و پسوند dis که معمولا وقتی در ابتدای هر کلمه قرار می گیرد، حالت منفی به آن می دهد، شکل می گیرد.

تعدادی از معادلهای انگلیسی disguise آن را در زیر می توانید ببینید.

hide, conceal, impersonate, camouflage–

To change the guise, or dress and personal appearance, of (any one) so as to conceal identity; to conceal the identity of by dressing as some one or
To alter the appearance of (anything) so as to mislead or deceive as to it; to exhibit in a false light; to colour; to misrepresent.
To transform; to alter in appearance (from the proper or natural manner, shape, etc.); to disfigure.
در زیر تعدادی مثال از نحوه کاربرد فعل disguise در قالب جمله به همراه ترجمه انگلیسی به فارسی آن آورده می شود:
He disguised himself by wearing a false beard.
او با استفاده از ریش کاذب، خودش را تغییر داد.
Minor skin imperfections can usually be disguised with a spot of make-up.
مشکلات پوستی خفیف، با رنگ میکآپ قابل تغییر است
We tried to disguise the fact that it was just a school hall by putting up coloured lightsand balloons.
I couldn’t disguise my disappointment.
“Well, I have shown you how to do this before, ” she said, unable to disguise her impatience.
Strenuous efforts were made throughout the war to disguise the scale of civilian casualties.
She has had a lot of cosmetic surgery in an attempt to disguise her age.
My friend rang me up at the office and tried to disguise her voice, but I knew it was her.
The journalist disguised himself as a waiter in order to get into the celebrity party.
His mask doesn’t disguise his identity.
I think Mom could disguise her voice better than you could disguise yours.
کلمه disguise در کنار حالت فعلی، اسم نیز می باشد که به معنای لباس مبدل، و امثال آن ترجمه می شود.
He put on a large hat and glasses as a disguise and hoped no one would recognize him.
اوبا پوشیدن یک کلاه بزرگ و زدن عینک ظاهر خود را تغییر می دهد و می خواهد که هیچ کس او را نشناسد.

کلمات مترادف disguise به عنوان در زیر آوده شده است:

be holed up idiom black (sth) up blacked-up camo camouflage cloak drown hiding hit the deck idiom hole up (somewhere) illusion incognito obscure shut sth out sidle skulk smokescreen snuck tuck veil

درباره ی مهرداد اکبری اصل

من مهرداد اکبری اصل ساکن تهران و فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه تبریز. وبسایت زبان علم را راه اندازی کردم تا بتوانم دانش اندک خود را در جهت ارتقاء مهارت زبان انگلیسی زبان دوستان به اشتراک بگذارم. امیدوارم مفید باشد.

مطلب پیشنهادی

معنی move up : تقویت مهارت شنیداری زبان انگلیسی

معنی move up : تقویت مهارت شنیداری زبان انگلیسی

در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی در زبان علم، با ارائه یک متن علمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + سه =