معنای get on with something

معنای get on with something

معنای get on with something

در درس جدید با اصطلاح جدید get on with something در خدمت همراهان زبان علم هستیم. اصطلاح این درس get on with something می باشد. بخش اصلی این اصطلاح get on with می باشد که ادامه آن ممکن است انسان باشد یا یک شئی. که در هر یک از این دو حالت معنای اصطلاح نیز تغییر می یابد. اگر شیئ باشد یعنی اصطلاح با ساختار get on with something به کار رود، به معنای ادامه دادن یک کار یا فعالیت است که معمولا بعد از وقفه ای کوتاه گفته می شود. پس معنای get on with something یعنی ادامه یک کار یا فعالیت.

get on with [something]: to continue doing (something), to start or continue doing something, especially work, to continue doing something after stopping

نمونه هایی از معنای get on with something

I didn’t mean to interrupt you. I’ll let you get on with your work.

من قصد نداشتم مزاحم شما شوم، اجازه دارید که کارتان را ادامه دهید.

You need to stop feeling sorry for yourself and just get on with your life.

شما می بایست به حال خودتان تاسف نخورید، و فقط به زندگیتان ادامه دهید.

This introduction is taking forever. I wish they’d just get on with it the play.

این مقدمه برای همیشه طول می کشد، آرزو دارم که آنها بازی را ادامه دهند.

We don’t have all day to finish this job, so can we just get on with it?

ما برای تمام کردن کار تمام روز وقت نداریم، با این حساب آیا می توانیم آن را ادامه دهیم؟

Zeinab wanted to hear poems. Suddenly, English, Arabic and French were not enough. Every word I knew became empty noise, and Zeibab said, “Well, get on with it.”

زینب دوست داشت شعر گوش کند. هر شعری چه انگلیسی، چه عربی و چه فرانسوی که می شنید برای او کافی نبود. هر شعری که می گفتم همینکه به سکوت ختم می شد، زینب می گفت، ” خوب، شعر را ادامه بده.”

If you make some coffee I’ll get on with the washing up.

اگر شما قهوه درست کنید، من شستن ظرفها را ادامه می دهم.

They were busily getting on with the painting.

آنها به سختی مشغول کار نقاشی هستند

He finished his cup of tea and got on with the gardening.

او فنجان قهوه را نوشید تا به کار آب دادن گلها ادامه دهد.

پس به طور خلاصه معنای get on with something یعنی ادامه دادن یک کار یا فعالیت. اما گاهی اوقات ساختار اصطلاح به این صورت است get on with someone. معنای get on with someone یعنی ارتباط صمیمی و خوب بین دو نفر. ارتباط زن و شوهر ها با یکدیگر مصداق get on with someone است. چرا که آنها با یکدیگر ارتباط خوب دارند. یا همچنین اصطلاح get on with someone در مورد دوستان صمیمی نیز به کار می رود. چون ارتباط صمیمانه ای با هم دارند.

, get on with someone: get along with, to be or remain friendly with someone

They’ve never really got on with each other.

آنها با یکدیگر هرگز ارتباط صمیمانه ای ندارند.

 

در این درس با اصطلاح get on with something آشنا شدیم. برای یادگیری زبان انگلیسی باید آن را در متن زندگی روزانه به کار ببریم. شما نیز تعدادی جمله با این اصطلاح در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

 

 

 

درباره ی مهرداد اکبری اصل

من مهرداد اکبری اصل ساکن تهران و فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه تبریز. وبسایت زبان علم را راه اندازی کردم تا بتوانم دانش اندک خود را در جهت ارتقاء مهارت زبان انگلیسی زبان دوستان به اشتراک بگذارم. امیدوارم مفید باشد.

مطلب پیشنهادی

معنی promise به فارسی

معنی promise به فارسی در این قسمت از زبان علم به بررسی معنی promise می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 9 =