معنی transplant
معنی transplant

معنی transplant به فارسی : تقویت مهارت شنیداری

در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی در زبان علم به بررسی معنی transplant می پردازیم و با ارائه یک فایل صوتی به تقویت مهارت شنیداری نیز کمک می شود.

در ابتدا لازم است که کلمه transplant تجزیه شود. این کلمه از دو قسمت تشکیل شده است.

۱- trans پیشوندی است که وقتی در ابتدای کلمات می آید معنای تغییر از یک حالت به حالت دیگر یا به معنای فراتر از، از میان و غیره را بیان می کنند. مثلا transform، transportation، 

۲-plant نیز به معنای برداشتن یک گیاه و کاشتن آن در زمین یا جای دیگر است.

با این توضیحات معنی تحت اللفظی transplant یعنی کاشتن گیاه در جای دیگر است. اما این فعل به معنای دیگری به کار می رود که در فایل صوتی که متن آن در زیر آمده است، توضیح داده شده است

معنی transplant     

۴۱-year-old Patrick Hardison is recovering after a rare and new medical treatment in a New York HospitalTransplantHardison Remains in the hospital where the medical staff monitors him for a possible rejection of the new tissue. which is common after transplant surgeries. Rodriguez, who led the procedure of Hardison, said face transplants are not common.A transplant when a patient receives an organ or other part of the body from someone else.Transplant can also mean to move people or items from one place to another.

با توجه به متن بالا، معنی transplant یعنی پیوند اعضای بدن یک انسان به انسان دیگر است که اگر موفق نباشد، باعث پس زدن(rejection) عضو دریافتی  توسط بدن گیرنده عضو می شود. که این معنا با ترجمه تحت اللفظی یعنی انتقال یک گیاه و کاشتن آن در جای دیگر نزدیک است.

معنی دیگر transplant یعنی انتقال افراد یا اشیاء از یک محل به محل دیگر است.

 

معنی transplant به انگلیسی به همراه مثال

to move something, or to be moved, from one place or person to another:

The plants should be grown indoors until spring, when they can be transplanted outside.

a medical operation in which a new organ is put into someone’s body:

a liver/kidney transplant

transplant surgery

He had a heart transplant (= doctors gave him a different, healthier heart instead of his old one).

something, especially a new organ, that has been transplanted:

His body accepted/rejected the transplant.

مطلب پیشنهادی

معنی free در زبان انگلیسی

معنی free در زبان انگلیسی : آموزش زبان انگلیسی

در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی در زبان علم به بررسی معنی free می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 19 =