بازدیدها: 1
معنی “screw up” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙌

معانی به انگلیسی و فارسی:
-
slang depicting that a mistake was made
-
به زبان عامیانه می گوید که یک اشتباه رخ داده است
-
very puzzled, confused or worried
-
بسیار پیچیده، گیج کننده یا نگران کننده
-
to ruin something
-
خراب کردن چیزی
-
to make something into a smaller shape by compacting it
-
چیزی را به شکلی کوچکتر در آوردن با فشردن ان
-
to mentally prepare yourself for something
-
از لحاظ ذهنی خود را برای چیزی آماده کردن
-
to become mentally confused or neurotic
-
از نظر ذهنی گیج یا عصبی شدن
-
to damage or injure yourself
-
خسارت یا آسیب زدن به خود
برای معادل فارسی و عامیانه این اصطلاح میتوان از “گند زدن و خیطی بالا آوردن ” استفاده کرد.
تاریخچه اصطلاح:
این یک اصطلاح نسبتا جدید است و از اواسط سده 1900 محبوبیت زیادی بدست آورده است. یکی از نخستین استفاده های ثبت شده از آن به معنای سهو و خطا می تواند در سال 1942 باشد.
چند مثال برای درک بهتر این اصطلاح:
-
I really screwed up this time. My wife will never forgive me for forgetting her birthday.
-
من واقعا این زمان را خراب کردم. همسرم مرا برای فراموش کردن روز تولدش نخواهد بخشید.
-
You screwed up when you called your boss by the wrong name.
-
تو گند زدی وقتی که رئیست را با اسم اشتباه صدا زدی.
-
I screwed up the cake when I forgot to add eggs to it.
-
من کیک را خراب کردم وقتی فراموش کردم که تخم مرغ را به آن اضافه کنم.
-
He screwed up the television by pressing random buttons on the remote.
-
او با فشار دادن های تصادفی دکمه های روی کنترل آن را خراب کرد.




