بازدیدها: 0
معنی “come down with” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙏
معانی به انگلیسی و فارسی:
-
to have (usually a disease)
-
داشتن (معمولا یک بیماری)
-
start to suffer from a particular sickness
-
آغاز رنج بردن از یک بیماری خاص
-
fall ill with
-
گرفتار بیماری
-
can be used literally too
-
می تواند به معنای واقعی کلمه نیز استفاده شور
ریشه اصطلاح:
“Come down with” اشاره دارد به داشتن یک بیماری که به دلیل آن یک فرد سطح فعالیتش افت می کند. شخصی که از لحاظ پزشکی سالم است توانمندتر است، و فردی که سالم نیست، توسط درد محدود شده است.
چند مثال برای درک بهتر این اصطلاح:
-
The Joshi’s have all come down with the flu, so none of them will be able to attend your wedding.
-
یوشی ها همه مبتلا به آنفولانزا شده اند، بنابراین هیچکدام از آن ها نمی توانند در عروسیت حضور پیدا کنند.
-
I have come down with a bad viral fever. Do not know where I caught it so I better stay away from school for a few days.
-
من درگیر تب بد ویروسی شده ام. نمی دانم کجا آن را گرفته ام، بنابراین بهتر است چند روزی از مدرسه دور بمانم.
-
When you knew that you have come down with yellow fever then why did you not make it known?
-
چه زمانی شما فهمیدید که تازه مبتلا به تب زرد شده اید پس چرا آنرا نشناخته اید؟
-
You could not have all of a sudden come down with a cold. I suspect that you just do not want to attend.
-
شما نمی توانید به طور ناگهانی سرما بخورید. من معتقدم که نمی خواهید حضور پیدا کنید.
-
How would I know that you have come down with the flu and that is why you did not attend the party?
-
از کجا بفهمم که شما مبتلا به آنفولانزا شده اید و به همان خاطر است که در مهمانی شرکت نکرده اید.
-
My husband has come down with a viral fever. Hence I will not be able to attend the party at your place.
-
شوهرم درگیر یک تب ویروسی شده است. از این رو من قادر نخواهم بود در مهمانی شما شرکت کنم.




