بازدیدها: 0
معنی “run out” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙏
معانی به انگلیسی و فارسی:
-
to not have enough of something
-
به اندازه کافی از چیزی نباشد
-
to leave for a short period of time
-
ترک کردن برای دوره کوتاهی از زمان
-
to leave someone behind (usually a romantic relationship)
-
کسی ترک کردن (معمولا یک رابطه عاشقانه)
-
to expire; to come to an end
-
برای پایان دادن، برای پایان دادن به
تاریخچه اصطلاح:
این عبارت را میتوان به سال های 1700 میلادی نسبت داد، و آن را می توان هم به معنای واقعی کلمه و هم به صورت کنایه ای استفاده کرد. هم به معنای ترک کردن مثل run out of building (ترک کردن ساختمان) و هم به معنای تمام کردن مثل run out of sugar (تمام کردن شکر)
چند مثال برای درک بهتر این اصطلاح:
-
I cannot believe that we have run out of milk! Just when I wanted to make a cup of tea.
-
من نمی توانم باور کنم که شیر تمام کرده ایم! درست وقتی که می خواهم فنجان چای بخورم.
-
I have run out of patients with him, he still has not completed the task that I gave him.
-
من بیماران را با او ترک کردم، هنوز کاری که به او داده بودم را انجام نداده است.
-
If someone is looking for me, please tell them that I have just run out for a second.
-
اگر کسی به دنبال من است، لطفا به آن ها بگویید که من فقط برای چند لحظه رفته ام.
-
I am just going to run out quickly, I need to move my car before I get a parking ticket.
-
من الان می خواهم به سرعت اینجا را ترک کنم، نیاز دارم که ماشینم را حرکت دهم قبل از اینکه بلیط پارکینگ بگیرم.
-
I am sorry that you missed John, he will be back soon, he has just run out for some milk.
-
من متاسفم که دیدن جان را از دست دادید، او به زودی بر می گردد، فقط مقداری شیر تمام کرده بود.
-
I am all alone, my husband has run out on me.
-
من کلا تنها هستم، شوهرم مرا ترک کرده است.





