خانه / اصطلاحات انگلیسی (صفحه 2)

اصطلاحات انگلیسی

نحوه کاربرد فعل make در یک ضرب المثل

کاربرد فعل make

 کاربرد فعل make در قالب یک ضرب المثل و مثالهای بیشتر در این درس نحوه کاربرد فعل make را به همراه نمونه ها و جملات بعلاوه افعال متضاد و مترادف آن ارائه می دهیم. “Life is like a cup of tea, it’s all in how you make it” – Irish Proverb …

ادامه نوشته »

معنای fortune cookie همراه با مثال

معنای fortune cookie

معنای fortune cookie  اصطلاح fortune cookieدر موقعیتهای مختلف معانی متفاوتی دارد. لغت اول fortune به معنای بخت، خوش بختی، خوش شانسی یا luck, chance; good luck, success می باشد. لغت دوم اصطلاح fortune cookie یعنی cookie به معنای کلوچه، کیک می باشد. که روی هم به معنای کلوچه ای است که به …

ادامه نوشته »

معنای clear up

معنای clear up

معنای clear up در انگلیسی و ساختار آن در جملات clear up فعلی است که معنای دوگانه دارد. یک معنای clear up که در ارتباطات اجتماعی کاربرد دارد، explain کردن یا توضیح دادن، define کردن یا تعریف کردن، illuminate یا روشن کردن و غیره است. وقتی یک نفر منظور خودش …

ادامه نوشته »

معنای cheer up

معنای cheer up

معنای cheer up و ساختار آن در جملات انگلیسی در این درس قصد داریم در مورد معنای cheer up صحبت کنیم و نمونه هایی از کاربرد این اصطلاح را ارائه دهیم. اگر شخصی cheer up کند، یا شئی یک نفر را cheer up کند، در واقع آن شخص خوشحال می …

ادامه نوشته »