خانه / اصطلاحات انگلیسی (صفحه 2)

اصطلاحات انگلیسی

معنی fingers crossed

معنی “fingers crossed” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان👯 معانی به انگلیسی و فارسی: a gesture of crossed fingers used to express good luck یک ژست با انگشتان ضربدری شده که برای بیان …

توضیحات بیشتر »

معنی a voice crying in the wilderness

معنی “a voice crying in the wilderness”  موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙌 معانی به انگلیسی و فارسی: to say something that is not popular گفتن چیزی که عام پسند نیست to express …

توضیحات بیشتر »

معنی kill two birds with one stone

معنی kill two birds with one

در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی به بررسی معنی kill two birds with one stone می پردازیم. مطابق معمول ابتدا ترجمه لغت به لغت کلمات را بیان می کنیم و سپس به معنای اصطلاح می پردازیم. معنی kill : یعنی کشتن، به قتل رساندن. وقتی شخص یا جانوری با …

توضیحات بیشتر »

معنی not at all

معنی “not at all” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙌 معانی به فارسی و انگلیسی: a polite response when someone says “thank you” – as a synonym for “you’re welcome” یک پاسخ مودبانه …

توضیحات بیشتر »

معنی sleep tight

معنی “sleep tight” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙌 معانی به انگلیسی و فارسی: an affectionate way of wishing someone a good night’s sleep یک روش خونگرمانه برای شب بخیر گفتن به کسی …

توضیحات بیشتر »

معنی pat on the back

معنی “pat on the back” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان .👯 معانی به انگلیسی و فارسی: to receive or express praise for a job well done برای پذیرش یا ابراز قدردانی برای …

توضیحات بیشتر »

معنی bucket list

معنی “bucket list” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان👧 معانی به انگلیسی و فارسی: a list of achievements or experiences someone wants to have during their lifetime فهرستی از دست آورد ها و …

توضیحات بیشتر »

معنی brush up on sth در زبان انگلیسی

معنی brush up on something

معنی brush up on sth در زبان انگلیسی در این قسمت از آموزش زبان انگلیسی در مورد معنی brush up on sth صحبت می کنیم. در ابتدا مطابق معمول کلمات را تک به تک ترجمه می کنیم. کلمه brush:  صیقل دادن، شانه کردن مو، کشیدن دستها بر روی چیزی مانند …

توضیحات بیشتر »

معنی throw to the wolves

معنی “feed, leave or throw to the wolves , dogs or lions” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان 🙏 معانی به انگلیسی و فارسی: – allow somebody else to be criticized or attacked, …

توضیحات بیشتر »

معنی black sheep

معنی “black sheep” موضوع این قسمت از زبان علم است که میخواهیم به معانی، تاریخچه و کاربرد های آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید دوستان🙆 معانی به انگلیسی و فارسی: a disgrace نا امیدی the least reputable member of a group عضوی که کمترین اعتماد به نفس را در …

توضیحات بیشتر »